اشاره

هم اکنون تجربه جنگ با عراق بیشتر با رویکرد فرهنگی- سیاسی و یا از طریق بررسی جزئیات تاریخی دنبال می شود، به همین دلیل تبیین موجود از وقایع و مسائل جنگ، چندان با نیازهای راهبردی کشور در حال و آینده نسبتی ندارد. «باز تولید ادبیات نظامی و راهبردی» بدون تلاش مورّخین و تحلیل‌گران نظامی حاصل نخواهد شد. مهمتر آنکه «شناخت وقایع نظامی» برای استفاده در آینده، با روش تاریخی حاصل نخواهد شد.

بررسی حاضر بیش از آنکه تلاش برای تاریخ نگاری وقایع باشد، تجزیه و تحلیل وقوع جنگ در چارچوب مفهوم «غافلگیری» و «بازدارندگی» است. با وجود اهمیت بحث نظامی و راهبردی در باره غافلگیری و بازدارندگی، در مقایسه با مباحث سیاسی و تاریخی، مانند؛ ریشه ها و یا زمینه های وقوع جنگ، تا کنون از سوی سپاه و ارتش نه تنها هیچگونه اثر مستقلی در این زمینه منتشر نشده است، بلکه در اثار منتشر شده نیز، در حد 20 صفحه بصورت مستقل، گزارش تحلیلی قابل مشاهده نیست.

  پیش از این در مواجهه با روش استدلال امیر گلفام درباره هوشیاری ارتش در برابر حمله عراق، و نقد و بررسی نظرات ایشان مبنی بر این که؛ اگر عملکرد نیروی هوایی در کمان 99، به معنای هوشیاری ارتش است، آیا نا توانی نیروی زمینی ارتش در بازدارندگی عراق از حمله و یا شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی، همچنین جلوگیری از اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه، نشانه غافلگیری نیست؟ پاسخ ایشان با طرح بحث جدیدی مبنی بر «تفکیک هوشیاری از واکنش دفاعی»، موجب بحث و ابهام جدیدی شده است. در این نظریه بر محدودیتهای جمع آوری اطلاعات، تحلیل و پیش بینی احتمالات از جمله خطر وقوع جنگ، با تاکید بر«فروپاشی ارتش» و نا دیده گرفتن  بهم پیوستگی میان مولفه های قدرت نظامی، تاکید شده است. امیدوارم تلاش حاضر که پیش از این در سایت دنبال می شد، موجب فراروی از مناقشات تاریخی و با نظر به نیازهای پیش رو مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

طرح مسئله

  تجاوز نظامی عراق به ایران و اشغال نزدیک به 20هزار کیلومتر از مناطق و شهرهای مرزی ایران در غرب کشور، به مدت 20ماه، یکی از مهمترین مسائل اساسی و تاریخی جنگ ایران و عراق و جامعه ایران است. این واقعه تاریخی به اعتبار واکنش دفاعی جامعه ایران به تجاوز دشمن، نه تنها فراموش نخواهد شد، بلکه به دلیل نتایج و پیامدهای سیاسی- اجتماعی و نظامی- امنیتی، همواره مورد مطالعه و نقد و بررسی قرار خواهد گرفت. در هسته مرکزی واقعیت تاریخی یاد شده، این موضوع قرار دارد که قدرت دفاعی- تهاجمی ملت ایران، در برابر آزمون تجاوز عراق، با وجود دفاع و جلوگیری از شکست قطعی، از مشخصه های لازم برای بازدارندگی عراق از حمله و یا جلوگیری از اشغال سر زمین  برخوردار نبوده است. برای شناخت عوامل موثر در پیدایش وضعیت حاصل از حمله نظامی عراق و اشغال، چند پرسش و مسئله اساسی وجود دارد که، در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

 بدون تردید نقش ارتش و جامعه ایران در دفاع در برابر تجاوز نظامی ارتش عراق، تعیین کننده و قابل ستایش است. به این معنا که آنچه در حمله عراق به ایران واقع شد، بدون مشارکت فعال جامعه ایران، به ویژه نیروها و سازمان ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرانجام دیگری پیدا می کرد. بنابراین شکست ارتش عراق در تأمین اهداف خود، وامدار «مقاومت ملی و همه جانبه مردم» و بویژه نیروهای نظامی- امنیتی از جمله ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای انتظامی است. بنابراین، هر نوع بحثی درباره مسئله غافلگیری و ناتوانی در بازدارندگی عراق از حمله و یا جلوگیری از اشغال، نه تنها بمعنای نادیده گرفتن نقش تاریخی جامعه ایران و نیروهای نظامی- امنیتی در برابر حمله عراق نیست، بلکه بمنزله تجلیل از دفاع و مقاومت ملی- مردمی، از طریق تبیین تاریخی- راهبردی برای  پاسخگویی به نیازهای دفاعی - امنیتی حال و آینده است.

  نخستین پرسش اساسی که در این زمینه وجود دارد و موجب انتشار چند یادداشت در سایت شده است، این است که؛ آیا ایران در برابر حمله عراق، غافلگیر شد؟ پاسخ به پرسش یاد شده دو وجه دارد؛ در صورت پاسخ مثبت و پذیرش غافلگیر شدن در برابر حمله عراق، پیامدهای آن مبنی بر ناتوانی در دفاع و اشغال، توجیه منطقی دارد، زیرا وقتی کشوری در برابر حمله نظامی دشمن غافلگیر می شود، یکی از نتایج و پیامدهای خسارت بار آن، تلفات انسانی و ضایعات مادی بر اثر جنگ و اشغال است. در صورت پاسخ منفی درباره غافلگیری و تأکید بر هوشیاری در برابر حمله عراق، صورت مسئله تغییر خواهد کرد. به این معنا که؛ در شرایطی که دامنه تهدیدات روبه گسترش بود و ارتش دچار بحران هویتی و سازمانی بود، سازوکار جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، چگونه شکل گرفته بود که ارتش از توانائی ارزیابی و پیش بینی تهدیدات برخوردار شده بود؟ در واقع مسئله این است که، ایران چگونه و از چه تاریخی درباره احتمال حمله نظامی عراق به ایران، به نتیجه قطعی رسید؟ آیا آنچه واقع شد، برابر اسناد موجود، همان بود که پیش بینی شده بود؟ همچنین با فرض هوشیاری پرسش دیگر این است که؛ چرا با وجود هوشیاری در برابر حمله عراق و پیش بینی آن، از حمله دشمن پیشگیری و از اشغال سرزمین ایران جلوگیری نشد؟ در واقع با فرض هوشیاری از حمله عراق، عدم آمادگی برای جنگ و ناتوانی در دفاع برای جلوگیری از حمله و اشغال، برای بحث موضوعیت دارد، و با فرض غافلگیری، علت ان مورد پرسش است. در ادامه بحث به برخی از ابعاد این موضوع اشاره خواهد شد.

در صورت تأکید بر هوشیاری و پیش بینی حمله عراق، دو پرسش دیگر به میان خواهد آمد. نخست اینکه؛ با فرض هوشیاری و پیش بینی حمله عراق، علت ناتوانی ایران برای دستیابی به بازدارندگی چه بود؟ پرسش از بازدارندگی به معنای بررسی علت ناتوانی ایران برای  تأثیرگذاری بر نیّات و اقدام عراق، بمنظور خودداری از حمله به ایران است. پرسش از ناتوانی در بازدارندگی در واقع به دلیل تأکید ارتش بر هوشیاری و پیش بینی حمله عراق مطرح می شود. در غیر اینصورت، طرح آن موضوعیت ندارد. مهمتر از آن؛ در صورت تأکید بر هوشیاری ارتش در برابر حمله عراق، پرسش دیگری به میان می آید مبنی بر این که؛ علت ناتوانی ارتش برای شکست ارتش متجاوز عراق در نقطه صفر مرزی و جلوگیری از اشغال نزدیک به 20 هزار کیلومتر از مناطق و شهرهای مرزی و غرب کشور، چه بود؟آیا ناتوانی در دفاع به دلیل ناتوانی در ایجاد بازدارندگی بود؟

ادامه دارد ...