طرح پرسش در عنوان بحث تا اندازه‌ای مبهم و مناقشه‌آمیز است و با تصوّر رایج همخوانی ندارد، زیرا  چنین فرض می‌شود که داده‌های موجود از رخدادها، منطبق با واقعیّت است، حال آنکه برخلاف تصور رایج، اینگونه نیست. با این توضیح مسئله چیست؟

روایت موجود از وقایع تاریخی مانند جنگ، همچنین پرسش‌های منتقدانه از آن، از دو خاستگاه رویکردی- روشی مختلف سرچشمه می گیرد. فرماندهان و مسئولین سیاسی، برداشت‌ها و یا گزارش عملکرد خود را از یک واقعه یا مجموع رخدادهای جنگ که مشاهده و یا انجام داده اند، بیان می‌کنند، در حالیکه ناظران، مورّخین و سایرین، بر اساس داده‌های حاصل از گفتار و نوشتار مسئولین، به روایت جدیدی از واقعه دست پیدا می‌کنند و یا روایت‌های موجود را مورد پرسش قرار می دهند. بنا براین روایتهای بازتولید شده خاستگاه متفاوتی دارد، هرچند برپایه داده های مشترک صورت پذیرد. مسئله اصلی در این بررسی وجوه متفاوت و نه مشترک است که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد.

با مقدمه یاد شده، در صورتبندی و روایت جنگ، در سطح کلان با دو مسئله متفاوت که از خاستگاه متفاوتی برآمده است، مواجه هستیم. با فرض اینکه روایت فرماندهان و مسئولین از مرجعیت اقناعی- استنادی برخوردار است، باید علت شکل‌گیری این روایت‌ها را مورد پرسش و بررسی قرار داد. روایت فرماندهان و مسئولین از رخدادهای جنگ، تحت تأثیر دو ملاحظه کلی شکل گرفته است:

1) عملکرد فردی و سازمانی نیروهای نظامی و نتیجه حاصل از اقدامات انجام شده در کسب پیروزی یا شکست در جنگ.

2 ) نقش مدیریت سیاسی کشور در اداره و پشتیبانی جنگ و نتایج حاصل از آن.

فرماندهان و مسئولین سیاسی از موضع توجیه و یا توضیح درباره رخدادها و نتایج آن، از مفاهیم و یا گزاره هایی استفاده می‌کنند که بصورت تدریجی گفتمان غالب و یا روایت خاصی از جنگ را شکل داده و داده های تاریخی را تولید می کند. در عین حال روایت‌های مسئولین سیاسی و فرمتندهان نظامی از وجوه مشترک برخوردارند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد:

  مسئولین سیاسینظر با نظر به ضرورت مدیریت پشتیبانی از جنگ و نتیجه جنگ، بر سه مسئله اشاره و تأکید می کنند:

1) وجود فشار خارجی و چالش‌های اداره جنگ، به ویژه در ابعاد سیاسی و اقتصادی

2) وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم و ضرورت توجه به آن در تخصیص منابع و تامین نیازمندیها

3) موقعیت نظامی ایران و میزان تناسب پیروزی‌های حاصله در صحنه نبرد برای پیشبرد و تأمین اهداف سیاسی در جنگ

فرماندهان نظامی نیز با نظر به الزامات صحنه نبرد و ضرورت پیروزی بر دشمن، بر سه مسئله تأکید می کنند:

1) برتری نظامی عراق به علت حمایتهای همه جانبه خارجی

2) چالش‌های تأمین نیروی انسانی- تجهیزاتی و نحوه همکاری ارتش و سپاه در جنگ

3) کاستی های حاصل از  روش و میزان پشتیبانی کشور از جنگ و تامین نیازمندیها

در واقع ضرورت توجیه و گزارش از رخدادها و اقدامات انجام شده، روایت کنونی را در گفتار و نوشتار فرماندهان و مسئولین شکل داده و مورخین نیز براساس اسناد و داده های موجود، وقایع و روندها را صورتبندی و روایت جدیدی را ارائه می کنند.

برای واکاوی روایتهای کنونی که براساس مشاهده و یا گزارش عملکرد مسئولین و فرماندهان شکل گرفته و یا از سوی مورخین نوشته شده است، باید گفتمان یا روایت رایج را خارج از ملاحظات توجیهی مورد نقد قرار داد تا شناخت جدیدی از رخدادها حاصل شود، در حالیکه هم اکنون وقایع جنگ در چارچوب روایت‌های موجود فهم و یا نقد می‌شود، در صورتیکه باید از مسیر نقد روایت‌ها و چگونگی شکل گیری آنها، به درک جدیدی از واقعیات تاریخی رسید.