نام «محسن رضایی» با هرگونه پیشوند و پسوندی، طی 35 سال گذشته با بسیاری از حوادث سیاسی، نظامی، امنیتی و حتی فرهنگی، اقتصادی و علمی ایران، درآمیخته است. گر چه نسل جدید «دکتر محسن رضایی» را بیشتر با سایت تابناک، دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیداتوری چند دوره ریاست جمهوری می شناسند، اما هیچکدام از نقش‌ها و کارکردهای فعلی دکتر رضایی، نباید موجب نادیده گرفتن نقش برجسته اطلاعاتی، امنیتی و نظامی وی در سپاه، با تأسیس بخش اطلاعات و سپس «فرماندهی در جنگ» با عراق شود.

  حیات سیاسی- فکری و اجتماعی محسن رضایی از نوعی پیوستگی تدریجی و تکاملی برخوردار است. سابقه مبارزه سیاسی و مسلحانه با رژیم شاه، نامبرده را از پشتوانه و تجربه لازم برای حضور در نیروی انقلابی سپاه و در نتیجه تأسیس بخش اطلاعات سپاه و در واقع کشور، برخوردار کرد. اشراف اطلاعاتی بر وضعیت سیاسی، نظامی و امنیتی کشور و عملکرد اطلاعاتی و امنیتی در برابر مسائل مختلف سیاسی- نظامی در دوره "بحران"، نقش وی را در تثبیت نظام، بیش از گذشته آشکار کرد. در واقع بخشی از ظهور و صورتبندی قدرت سیاسی، امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، در درون پارادایم اندیشه دینی، رهبری امام و حضور مردم، با برجستگیهای فکری- مدیریتی دکتر محسن رضائی، درآمیخته است. ملاحظات یاد شده و برخی عوامل دیگر، بمنزله تمایز وی در مقایسه با سایر اعضاء شورای فرماندهی سپاه بود، و سرانجام موجب انتصاب وی به عنوان فرماندهی کل سپاه از سوی امام، در سن 27 سالگی شد.

  تغییر نقش "برادر محسن" در اطلاعات سپاه به " آقا محسن" در فرماندهی سپاه، دو معنای اساسی را در درون خود پنهان کرده است که بدون توجه به آن، بازخوانی فهم عمیق‌ از تحولات سیاسی، امنیتی و نظامی در کشور، و تحول ساختاری در سپاه، همچنین شناخت برجستگی فکری و توانمندیهای مدیریتی آقا محسن در سپاه و جنگ،  امکان پذیر نخواهد بود:

1- تحول در نقش، مأموریت و ساختار سپاه، از یک نیروی انقلابی با مأموریت دفاع از انقلاب، به نیروی نظامی در جنگ.

 2- تحول در جنگ از دفاع مردمی، به ساختار دفاعی- تهاجمی برای آزادسازی مناطق اشغالی و ادامه جنگ در خاک عراق، بمنظور سقوط صدام.

   دو تحول یاد شده بدون تردید، وامدار قدرت ذهنی و توانمندیهای مدیریتی و منحصر به فرد آقا محسن است که تاکنون نه تنها بطور دقیق مورد بررسی قرار نگرفته است، بلکه حتی در تبیین تحولات جنگ و روایت آن، به رسمیت شناخته نشده است. در دوره جنگ در برخی از عملیاتها که بعنوان راوی قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) در کنار ایشان بودم، به دلیل مشاهده نقش برجسته و بی همتای وی در طراحی و فرماندهی جنگ، همیشه این پرسش در ذهنم بود که؛ چرا درک مناسی از نقش و جایگاه واقعی آقا محسن در جنگ،آنچنان که در واقعیت وجود داشته  است، در نزد جامعه وجود ندارد؟ پس از جنگ نیز این پرسش نه تنها پاسخ داده نشد، بلکه تشدید شد و ادامه دارد.

   با این توضیح هر نوع بررسی در "زندگی و تفکر" محسن رضائی، به روش زندگینامه خود نوشت یا شفاهی، باید ناظر بر روشن شدن نقش وی در ایجاد "تحول در ساختار و ماموریت سپاه"، همچنین "تحول نظامی در جنگ"، از دفاعی به تهاجمی، معطوف باشد. سایر بخشهای زندگی وی تا کنون تحت تاثیر دو تحول یاد شده قرار داشته است. در صورت سقوط صدام از طریق پیروزی نظامی، نقش سیاسی و تاریخی سردار رضائی دستخوش تحول اساسی می شد. حا انکه نحوه پایان جنگ ایران و عراق، مانع از تاثیر گذاری نظامیها به ویژه سردار رضائی، بر تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران، و انتخاب نظامیها بعنوان رییس جمهور کشور شده است.

   ادراک و فهم عمیق آقامحسن از مسائل اساسی کشور، در دوران جنگ و انقلاب ، همچنین فهم عمیق از لایه ها و سازوکارهای عناصر و مولفه های قدرت، گرچه بیشترین نقش و تاثیر را در تضمین تداوم حیات سیاسی- فکری وی پس از جنگ، و داعیه ریاست جمهوری، بعنوان ضرورت ادای دین به انقلاب و کشور، داشته است، ولی تا کنون مانع از دستیابی وی به موقعیت جدید سیاسی و ملی، در قامت رئیس جمهور شده است. اگر اقبال عمومی و حمایت جریانات سیاسی و سایر عوامل با وی همراه می‌شد، آزمون جدیدی فراروی "دکتر محسن رضایی" قرار می گرفت. در عین حال مشخص نیست تا چه میزان در آینده، امکان این آزمون برای وی و جامعه ایران فراهم شود؟