m-doroodian|محمد درودیان

نویسنده و پژوهشگر جنگ ایران و عراق

هم اکنون روش طرح مسئله درباره ضرورت تدوین «تاریخ فرهنگی جنگ»، با یک خطای روشی- مفهومی همراه شده است، زیرا بدون تعریف مسئله و نقد و بررسی رویکردها و متون فرهنگی موجود درباره جنگ ایران و عراق، ضرورت تاریخ فرهنگی جنگ را از منظر مباحث نظری طرح و پیگیری می شود. بنظرم ابتداء باید این موضوع روشن شود که «تاریخ فرهنگی جنگ»، برای پاسخ به چه مسئله ای باید مورد استفاده قرار بگیرد؟ اگر علت و هدف استفاده از ظرفیت های مفهومی- روشی، برای مطالعه جنگ ایران و عراق مشخص نشود، مسئله جنگ در درون مفاهیم و روشهای جدید، شناور خواهد شد، بدون اینکه مشخص شود به کدام ساحل خواهد رسید.

مسئله تاریخ فرهنگی، چنانکه در این زمینه تصریح شده است، جنگ نیست بلکه تاثیر جنگ بر فرهنگ جامعه است. بعبارت دیگر جنگ موضوع و نه مسئله تاریخ فرهنگی است. توضیحات خانم فرانک جمشیدی پژوهشگر مطالعات جنگ دلالت بر صحت این برداشت دارد: تاریخ فرهنگی جنگ برعکس آنچه برخی تصور کرده و می کنند مستقیما” خوانش جنگ نیست، بلکه «جنگ بهانه ای» است تا از دریچه آن فرهنگ را خوانش کنیم که پیش تر تاریخمند بوده و جنگ فقط موجب ظهور و بروز و برجسته شدن آنها در شکلی دیگر شده است.

به نظرم بجای تأکید بر تعریف مفهوم «تاریخ فرهنگی جنگ» و سپس تعین خطوط فاصله آن با سایر مفاهیم در حوزه تاریخ و فرهنگ، و تلاش برای انطباق مفهوم جدید تاریخ فرهنگی جنگ با جنگ، چنانکه پیش از این نیز به آن اشاره کرده ام مناسب است از دو روش و مسیر متفاوت اقدام شود که تا کنون صورت نگرفته است:

الف) نقد و بررسی ماهیت و مشخصه های جنگ بعنوان یک متغیر و تاثیر آن بر جامعه ایران، برای تعیین نسبت آن با جنگ، بمنظور تبیین تاریخ فرهنگی جنگ.

ب) نقد و بررسی رویکردهای موجود و فرهنگ جدید در نگرش به جنگ ایران و عراق که جایگزین مفهوم جنگ شده، برای تعیین ضرورتهای استفاده از نظریه ها و روشهای جدید، از جمله تاریخ فرهنگی. 


چرا و چگونه وقایع و مسائل تاریخی برای ما موضوعیت پیدا می کند؟ پاسخ به پرسش یاد شده علاوه بر آشکارسازی نسبت ما با تاریخ، علت تأثیرگذاری و تداوم تاریخ را روشن می کند.
فرضاً چرا نهضت ملی شدن نفت بعنوان یک واقعه تاریخی و اختلاف مرحوم دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی برای ما موضوعیت دارد و برای شناخت آن تلاش و بحث می کنیم؟ در همین چارچوب می توان مباحث تاریخی جنگ ایران و عراق را مورد بررسی قرار داد. در این زمینه پرسش‌های دیگری وجود دارد که در نوبت دیگری به آن اشاره خواهم کرد.

اشاره:

 در بخش سوم «نظریه ارتش» در پاسخ به مسئله مورد بحث، نقد و بررسی شد و در بخش پایانی ضمن ادامه نقد و بررسی این نظریه، نتیجه گیری خواهد شد.  امیدوارم محققین و صاحب نظرات در پاسخ به پرسشهای طرح شده در این یادداشت که حاصل بررسیهای دو ساله با دوستان در سایت، پیرامون «مسئله بازدارندگی» در مواجهه با عراق در جنگ گذشته و برای استفاده در برابر «جنگ اینده» است، نظرات خود را برای انتشار در سایت ارسال کنند.


ادامه مطلب

اشاره:

   در بخش اول و دوم یادداشت، مسئله مورد بحث و دوگانگی موجود در پاسخ به علت ناتوانی ارتش در بازدارندگی عراق در حمله به ایران بررسی شد. در بخش سوم «نظریه ارتش» در پاسخ به مسئله مورد بحث نقد و بررسی شده است.


ادامه مطلب

اشاره:

   در بخش اول این یادداشت درباره موضوع مورد بررسی، طرح مسئله شد، به این معنا که چرا درباره علت ناتوانی در بازدارندگی، میان توانایی کسب اطلاعات و هوشیاری درباره احتمال حمله عراق به ایران، با توانایی نظامی برای بازدارندگی تفکیک صورت می گیرد؟ آیا این روش در ارزیابی بمعنای تجزیه مولفه های قدرت نظامی نیست؟


ادامه مطلب

اشاره

هم اکنون تجربه جنگ با عراق بیشتر با رویکرد فرهنگی- سیاسی و یا از طریق بررسی جزئیات تاریخی دنبال می شود، به همین دلیل تبیین موجود از وقایع و مسائل جنگ، چندان با نیازهای راهبردی کشور در حال و آینده نسبتی ندارد. «باز تولید ادبیات نظامی و راهبردی» بدون تلاش مورّخین و تحلیل‌گران نظامی حاصل نخواهد شد. مهمتر آنکه «شناخت وقایع نظامی» برای استفاده در آینده، با روش تاریخی حاصل نخواهد شد.

بررسی حاضر بیش از آنکه تلاش برای تاریخ نگاری وقایع باشد، تجزیه و تحلیل وقوع جنگ در چارچوب مفهوم «غافلگیری» و «بازدارندگی» است. با وجود اهمیت بحث نظامی و راهبردی در باره غافلگیری و بازدارندگی، در مقایسه با مباحث سیاسی و تاریخی، مانند؛ ریشه ها و یا زمینه های وقوع جنگ، تا کنون از سوی سپاه و ارتش نه تنها هیچگونه اثر مستقلی در این زمینه منتشر نشده است، بلکه در اثار منتشر شده نیز، در حد 20 صفحه بصورت مستقل، گزارش تحلیلی قابل مشاهده نیست.

  پیش از این در مواجهه با روش استدلال امیر گلفام درباره هوشیاری ارتش در برابر حمله عراق، و نقد و بررسی نظرات ایشان مبنی بر این که؛ اگر عملکرد نیروی هوایی در کمان 99، به معنای هوشیاری ارتش است، آیا نا توانی نیروی زمینی ارتش در بازدارندگی عراق از حمله و یا شکست ارتش عراق در نقطه صفر مرزی، همچنین جلوگیری از اشغال سرزمین ایران به مدت 20 ماه، نشانه غافلگیری نیست؟ پاسخ ایشان با طرح بحث جدیدی مبنی بر «تفکیک هوشیاری از واکنش دفاعی»، موجب بحث و ابهام جدیدی شده است. در این نظریه بر محدودیتهای جمع آوری اطلاعات، تحلیل و پیش بینی احتمالات از جمله خطر وقوع جنگ، با تاکید بر«فروپاشی ارتش» و نا دیده گرفتن  بهم پیوستگی میان مولفه های قدرت نظامی، تاکید شده است. امیدوارم تلاش حاضر که پیش از این در سایت دنبال می شد، موجب فراروی از مناقشات تاریخی و با نظر به نیازهای پیش رو مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.


ادامه مطلب

   پدیده اجتماعی جنگ ایران و عراق همانند هر پدیده دیگری، به اعتبار اینکه در زمان و مکان واقع شده، تاریخ‌مند شده است. در واقع مشخصه هر پدیده اجتماعی، تاریخ مندی آن است. در توضیح بیشتر و برای روشن شدن مطلب، می‌توان پرسشی را طرح کرد که نسبت تاریخ‌مندی با تاریخ نگری و تاریخ نگاری را روشن خواهد کرد. امروز هرگونه گفتگو درباره جنگ ایران و عراق، به این دلیل امکان پذیر است که پدیده جنگ از مشخصه تاریخ مندی برخوردار است. یعنی در زمان و مکان های مختلف مجموعه ای از رویدادها رخ داده است که مجموعه آنها ناظر بر ریشه های تاریخی جنگ است. پرسش مورد بحث این است که؛ تاریخ نگری و تاریخ نگاری چه نسبتی با تاریخ مندی پدیده جنگ ایران و عراق دارد؟


ادامه مطلب